مجله دندانپزشکی مقالات دهان و دندان, درمان بیماری های دندانی

بررسی چگونگی پیدایش تضادهای درونی

0

اغلب زمانی که تمایلات، احتیاجات، اعتقادات انسان با دیگران برخورد می کند، ایجاد تضادهای درونی می نمایند. نوع و وسعت و شدت این تضادهای درونی بستگی دارد به محیطی که در آن زندگی می کنیم، اگر انسان به فرهنگ ها و سنن موجود در منطقه پایبند باشد. در این مطلب از سایت آسان دنت درمورد عوانل و علت تضادهای درونی انسان بیشتر صحبت می کنیم.با ما همراه باشید

 

تضادهای درونی انسان

تضادهای درونی

شخصی کمتر با تضادهای درونی روبه رو می شود که چون هر ان خود را در برابر مسائل و مشکلات تازه ای نخواهد دید تا در انتخاب آن مشکل تصمیم داشته باشد. البته در چنین فرهنگی در بین مردم تضادهایی وجود دارد، ولی در مقایسه با تمدن و فرهنگی  در مرحله تحول سریع می باشد، کمتر است. امکان او در افراد چنین جامعه ای خیلی زیاد نخواهد بود. در جامعه ی متحول شده، علاوه  بر تضادهای درونی عادی و معمولی که لازمه ی زندگی است، تضادهای عصبی نیز وجود دارد که درد و مشکلات آن فوق العاده آزار دهنده است، که طول زندگی فرد را تاریک خواهد کرد. مهم ترین علامت تضادهای درونی عصبی، تناقض و عدم هماهنگی در رفتارها، حالت ها، احساسات و تمایلات شخص است. هر نوع عارضه ی عصبی یا بیماری روحی حاکی از وجود تضادهای درونی است، تناقض در رفتار، بی تصمیمی، تردید، تنبلی، اضطراب، افسردگی، یاس و بی امیدی، میل اجباری به کناره گیری از مردم، عدم ابراز وجود، احساس حقارت، ترس، خجالت، بخال، دشمنی و کینه توزی، حتی در بسیاری موارد سوء هاضمه های مزمن، سردردهای شدید، نفس تنگی، رعشه و صدها عارضه دیگر، همه نشان دهنده و علامت وجود تضادهای درونی عمیق عصبی و روحی است.

 

مشکلات اساسی تضادهای درونی 

تضادهای درونی

یکی از مشکلات تضادهای عصبی، این است که شخص سعی می کند، خود آنها را نبیند و نسبت به آنها بی خبر باشد، برای اینکه تمایلات و احساسات و اعتقادات شخص عصبی، تحت تأثیر تضادهای درونی او می باشند. از طرفی دیگر اگر هم به آنها آگاهی داشته باشد، باز قادر نخواهد بود، آزادانه و به میل خود تصمیم قاطعی بگیرد و مطابق عقل و منطق عمل کند. مهمتری را آثار و علامت این تضادهای درونی ، عدم هماهنگی در احساسات و رفتار و تمایلات فرد می باشد. تضاد و کشمکشهای درونی است که این حالات و رفتار و تناقض را در شخصی ایجاد می کند. و تضاد اساسی  که هسته ی آن را محیط ناجور و ناهنجار و خشن فرد در زمان کودکی در وجود او ایجاد می گردد و از آن به بعد این تضادها به علل مختلف و محیط ناجور، شدیدتر و عمیق تر میگردد و عوارض عصبی گوناگونی در کودک به دنبال خواهد داشت. کودک به واسطه ی ضعف و زبونی جسمی و بی دفاعی در برابر محیط پر مخاطره، همیشه دچار دلهره و ناامنی خواهند شد و اطرافیان نیز به خاطر خشونت و زورگویی هایشان و همچنین بی توجهی نسبت به کودک و بی اعتنایی به احتیاجات خاصی او، عدم راهنمایی صحیح، رفتار تحقیر امیز، فقدان محبت صادقانه و قابل اعتماد، تبعیض بین کودکان، بد قولی، خرده گیری و ملامت، ایجاد محیط دشمنی و کینه و خصومت و…، همه این ها عواملی می باشند که وحشت، احساس ناامنی، بی اعتمادی، تزلزل روحی و تشویش و اضطراب کودک را تشدید می کنند. مخصوصاً احساس سوء ظن و بدگمانی را در کودک نسبت به اطرافیان خود ایجاد می کنند و بچه نیز احساسی می کند که توجهات پدر و مادر و اطرافیان نسبت به او با صداقت همراه نیست.

 

مشکلات تضادهای درونی کودکان

تضادهای درونی

اکثر پدر و مادرها به علت عصبی بودن خودشان، از ابراز محبت صادقانه به کودک عاجزند، در رفتارشان تمایلات سادیسمی، میل مداخله ی بی جا و تحقیر کودکان، کاملاً آشکار و کودک همه ی این ها را به خوبی حس خواهد .کرد مجموعه ی فشارها، اعم از تحقیر و بی اعتنایی و محدودیت های بی مورد نسبت به کودک، باعث می گردد که خشم و اضطراب دایمی و عمیق در او پایهریزی شود. پایه ی ساختمان عصبیت را همین خشم و اضطراب در وجود کودک تشکیل می دهد. علت واقعی تشکیل «تضاد اساسی» نیز احساس ناامنی، دلهره و تشویش و تزلزل در زندگی است و کودک در چنین محیطی آزار دهنده، خود را درمانده احساس کرده، ناچاراً روش زندگیش را شکل می دهد که حتی المقدور با اطرافیانش ایجاد تعارض و کشمکش نداشته باشد و با آنها کنار بیاید، در نتیجه موجب می شود که خصوصیات و تمایلات و حالات و رفتار در کودک ایجاد شود که آن صفات به مرور جزیی از شخصیت او می شوند. این رفتارها و تمایلات که در کودک بالاجبار و به منظور دفع شر به وجود میآید «حالات و تمایلات عصبی» نامیده می شود.حال اگر کودک بخواهد، کمتر در معرض آزار و اذیت اطرافیانش قرار بگیرد و خود را از شر آنها (اطرافیان) در امان نگه دارد. اصولاً چه تاکتیک ها و حیله های دفاعی به رویش باز است؟ معمولا کودک از سه حیله ی تاکتیک می تواند پیشه بگیرد

تاکتیک اول این است که خود را تابع و مطیع دیگران قرار دهد و اخلاق و رفتارش را مطابق دلخواه اطرافیان بسازد تا دیگر مورد آزار و اذیت قرار نگیرد.
تاکتیک دوم این است که کودک می کوشد، موقعیت خود را طوری مستحکم نماید که اطرافیان جرائت آزار و اذیت او را پیدا نکنند. آدمی مبارز و ستیزه جو میشود. میل شدیدی به تسلط و برتری در وجود او ایجاد میگردد. و رفتارش به طوری جسورانه و توام با پرخاشگری و خشونت میگ ردد که هر مخالف و مبارزه را به شدت می کوبد. آدمی بد دهن و تند و تیز می شود. رفتارش برعکس تاکتیک قبلی است، میل دارد همه را تحت نفوذ و تسلط خود داشته باشد. آزادی دیگران را محدود میسازد، همه را تحقیر می نماید.
تاکتیک سوم این که می کوشد تا آنجا که ممکن است، خود را از دیگران دور و مجزا نگه دارد. کمتر با آنها در تماس و آمیزش باشد تا کمتر آزار ببیند.

 

منبع: http://www.asandent.com

Leave A Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.