مجله دندانپزشکی مقالات دهان و دندان, درمان بیماری های دندانی

عوامل بازدارنده ی خودشکوفایی در افراد

0

کمال گرایی در دوران اولیه زندگی کودک، شکل می گیرد.کمل گرایی با خودشکوفایی رابطه عکس دارد و متضاد خودشکوفایی است. وقتی والدین کودک خود را اقتدار طلب میدانند، از کودک انتظار کمال گرایی دارند. درست همان انتظاری که از خود دارند، این گونه معیارهای انعطاف ناپذیر از والدین به کودکان منتقل شده و به بخشی از معیارهای درونی کودک تبدیل می شود. این گونه برتری طلبی و اقتدار طلبی بسیار سریع در درون فرد رشد می کند و یک دایرهای بسته و غیر قابل گریز، شکل می گیرد که در آن فرد به دنبال کمال گرایی است تا احساس بیکفایتی را در خود از بین ببرد. در این مطلب از سایت آسان دنت درباره ی خودشکوفایی و عوامل خودشکوفایی صحبت می کنیم.

 

قدرت و خودشکوفایی

خودشکوفایی
قدرت طلبی، محدودیتهای موجود در دنیای واقعی را نادیده می گیرد. قدرت طلبی از یک سطح ابتدایی ساختار شخصیتی ناشی می شود. در روابط درونی بین سطح اشتیاق و سطح واقعی موفقیت، جنبه های ناخوشایندی وجود دارد و به احتمال زیاد باعث نومیدی و به طور کلی متوقف شدن تلاش های جهت دار می شود. بنابراین «کمال گرایی روان رنجورانه» با قدرت طلبی سازگار است. کمال گرایی اصل خود تخریبی را در بطن تعریف خود دارد. چون اهداف را غیر قابل دسترسی می داند. این گونه کمال گرایی، جای موفقیت های واقع بینانه و خودشکوفایی را می گیرد. . از این که کمال گرایی به طور کلی امکان ارضاء شدن را از بین می برد، احساس بی کفایتی در عمل، با شکست های پی در پی تقویت می شود و حس برتری بودن به این ترتیب در جهت خدشه دار کردن نفس، فعال میشود و عوامل رسیدن به خودشکوفایی را از بین می برد.

 

الگوهای مانع از خودشکوفایی

خودشکوفایی

الگویی که خلاقیت را خدشه دار می کند و مانع از خودشکوفایی است ، این است که شخصی اقتدار طلب، خود را از طریق نابود کردن آن چه به پایان رسانده است و از طریق «دوباره آغاز کردن» کنترل می کند. نابودی کار نیمه تمام، براساس ارزیابی دقیق انجام نمی شود، بلکه از روی عادت و به طور غیر منطقی صورت می گیرد. کمال گرایی باعث میشود، شخصی از فرصتهای واقعی و فوری برای پایان رساندن یک کار خلاق، روی گردان شود و خودشکوفایی را به تعویق بیاندازد . وقتی استفاده از تعطیلات میسر می شود و شخصی چند هفته فرصت برای تعطیلات دارد، فرد کمال گرا، اغلب برای خود کارهای پراکنده و بی اهمیت یا غیر منطقی که تمام زمان تعطیلاتش را پر می کند دست و پا می کند و مانع از ارزیابی توانایی های واقعی خود می شود. فرد کمال گرا نمی تواند افشا شدن کمبودها و نقاط ضعف خود را تحمل کند.  او از خودشناسی و خودشکوفایی اجتناب نماید. مقاومت در مقابل خود شناسی به شدت توانایی خلاقی را خدشه دار می کند. ذخایر غنی دیده های خلاق در اعماق روح نهفته اند و ترس درونی از دسترسی بلامانع به این منبع مستعد و نبوغ شخصی، قدرتهای شخصی را کاهش می دهد.

 

غریزه و خودشکوفایی

خودشکوفایی

منطق در واقع به فرایندهای هشیار توجیه عملی کمک می کند، اما کمک های ناهشیار به آنچه برای خلق حیاتی است و ما اغلب آن را «غریزه» می نامیم، بسیار متعدد و مهم هستند. هر کس دسترسی نسبتاً سریع به تفکری که منطقی است نداشته باشد، در تلاش های خلاق از یک امتیاز بزرگ محروم است. خصوصیات کشف نشده ی نفس در اعماق وجود نهفته اند و هرکس از روی عادت از خودشناسی رویگردان باشد، خود را از این خصوصیات مهم و فرصتهایی که برای خود شکوفایی وجود دارد، محروم می کند. افراد اقتدار طلب «هر چیز را که از فرد دیگری ناشی می شود، نادیده می گیرند» و هرگونه پیشنهاد را اهانت تلقی می کنند. هر انتقادی، هر چند سازنده، به شدت فرد کمال گرا را تهدید میکند و باعث شکل گیری خشم شدیدی در درون او می شود و این خشم در نهایت بر مشکلات او می افزاید. او برای دفاع از خود با مشکلات بیشتری به تصویر بزرگ نمای خود که هورنی رواشناس معروف آن را «نفس باشکوه» و آدلر «عقده برتری» نام نهاده اند، متوسل می شود.

این گونه ادعای متکبرانه و خود مقتدر پنداری، از قدرت واقعی سرچشمه نمی گیرد، بلکه از احساس ضعفبا ناشی می شود. تأکید روی غرور، نیاز به رسیدن به کمال، اکراه در نگرش واقع بینانه به خویش به عنوان انسانی نقایص طبیعی همه ی انسانها را دارد. همه به ظهور یک نگرش غلط نسبت به خود کمک می کنند و در نتیجه مشکلات فرد را در مواجه شدن با خود افزایش داده و او را از بقیه جهان منزوی می کنند. قدرت طلبی توانایی تشخیص حقیقت را از بین می برد. نگرش بزرگ نما از خود، جلوه ی دیگری پیدا می کند تا مانع از بروز خطر برای پندار از خود شوند. تا زمانی که ذهن شخص به اعمال قدرت مشغول است، نگرش منطقی بی فایده است. شخص سلسله وقایعی را پیش بینی می کند که در آنها تمام منطق بیفایده است. قدرت طلبی و جاه طلبی، واقع بینی را نیز از بین می برد. وقتی نیازهای جسمی و نیاز قدرت طلبی اهداف انسان را هدایت کنند، غریزه همیشه به یاری او می آید. در صورتی که وقتی قدرت طلبی در حد افراط و جسود داشته باشد، غریزه سرکوب میشود و طمع شخص برای مادیات ممکن است، بی انتها و در عین حال بی نتیجه و بدون امید برای ارضاء باشد. به خاطر قدرت طلبی، نیازهای منطقی به درجات اهمیت پایین تر سقوط می کنند.

 

 

منبع: http://www.asandent.com

Leave A Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.